احمد ریحان، در گفت و گو با ایمنا عنوان کرد: می‌خواستم حال خوشی برای مخاطبان به وجود بیاورم


 
یکی از نمایشگاه‌های جالب توجه این هفته در اصفهان، نمایشگاه عکس «اندیشه‌های سرگردان» است. خانه نقش این بار میزبان عکس‌های احمد ریحان بود؛ عکس‌هایی که در فضایی متفاوت به نمایش گذاشته شدند.
جمعه پنجم اسفندماه، مخاطبان بسیاری از در چوبی قدیمی خانه نقش وارد شدند، روی فرش قرمز قدم زدند، از دالان سیاه ورودی دوم رد شدند و در فضای تاریک گالری، در حالی که موسیقی همراه با دکلمه «نامه‌های سرگردان» را با صدای مجتبی درویش کهن می‌شنیدند، عکس‌های هنرمند را تماشا کردند.
احمد ریحان متولد ۱۳۴۴ در اصفهان است. در کارنامه کاری‌اش می‌توانید نکات جالب زیادی ببینید از جمله: ساخت و تدوین فیلم مستند، عکاسی صنعتی و تبلیغاتی از قطعات بزرگ و خودروها در سوله استودیو، تدریس نورپردازی استودیویی، شرکت در نمایشگاه‌های گروهی در ژاپن، قطر و لس‌آنجلس، برپایی نمایشگاه انفرادی عکس پرتره با موضوع نسل بی تکرار و پرتره‌های تبلیغاتی در دبی، نفر برتر جهان در بخش بین الملل جشنواره آساهی شیمون ژاپن، برنده مدال طلای فدراسیون جهانی عکس فیپا، جشنواره عکس اطریش (قطر- ال ثانی) در بخش خاورمیانه و دریافت کاپ افتخار به عنوان نفر برتر جشنواره عکس کالیفرنیا با موضوع زلزله بم.
در افتتاحیه شلوغ نمایشگاه اخیر این هنرمند که از ۵ تا ۱۰ اسفند ماه، هر روز از ساعت ۱۶ تا ۲۰ در خانه نقش برپاست، فرصتی دست داد تا گفت و گویی با او انجام دهیم، که در ادامه می‌خوانید.

شما نحوه ارائه متفاوتی داشتید. فضای گالری را با نور کم و موسیقی متفاوت، برای نمایش آثارتان، تغییر دادید. می‌خواهم بپرسم. ایده این نمایشگاه از کجا آمد؟
در اصفهان من را به عنوان عکاس پرتره و کارهای کلاسیک می‌شناسند ولی هنرمند در طول زمان، جایی دچار یک استحاله فکری، هنری و یک انقلاب در درون خودش می‌شود. من هم همیشه منتطر این بوده‌ام که کارهای متفاوتی نسبت به کارهای همیشگی‌ام انجام دهم. ولی سوژه‌ای که می‌خواستم، پیدا نمی‌شد تا این که یک روز، موقع صبحانه، وقتی داشتم نسکافه می‌خوردم و نوری روی میز تابیده بود، فرم‌هایی داخل فنجان دیدم که حالا شما هم می‌توانید آن‌ها را در یکی از تابلوهایم که از دور شبیه عکسی از کهکشان است، ببینید.
دوست داشتم فضای متفاوتی باشد. سعی کردم با موسیقی که آقای درویش کهن آماده و دکلمه کردند، برای مخاطبی که با چشم‌ها، اندیشه و قلبش نمایشگاه را تجربه می‌کند، حال خوشی به وجود بیاورم. و البته سعی کردم در کنار نمایشگاه، محلی را هم برای گپ و گفت هنرمندانی که برای بازدید می‌آیند فراهم کنند و بیشتر از همه، این مد نظرم بود که حال خوشی برای مخاطبان فراهم کنم.

مخاطبان نظرات مختلفی در مورد آثارتان داشتند. برای بعضی‌ها فرم‌ها جالب بودند. بعضی‌ها هم بیشتر به ترکیب رنگ‌ها دقت می‌کردند. اما نکته دیگری که به ذهن آدم می‌رسد در مورد ضربه‌هاست. در مورد ضربه‌ها چه ایده‌هایی داشتید؟
شدت ضربه در عکاسی با فلاش خیلی مهم است مخصوصاً که این عکس‌ها مایکروگرافی هستند. از روش‌های مختلفی برای ضربه‌ها استفاده کردیم. مثلاً روی طبل را پوشاندیم و نسکافه‌هایی را که به‌شان رنگ اضافه شده بود رویش ریختیم و از زیر ضربه زدیم. بعضی از عکس‌ها را هم با استفاده از سیستم‌های باس و ضربات حاصل از موزیک راک، گرفتیم. و چیزی حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ عکس گرفتیم. بعد از میان آن‌ها، این عکس‌ها را انتخاب کردم.


برای انتخاب از میان آن تعداد عکس، چه ویژگی‌هایی مد نظرتان بود که حاصلش شد ۱۸ اثری که الان اینجا می‌بینیم؟
مثل این است که دوربین از بالا کره زمین را دیده، نزدیک‌تر شده و آمده روی سطح. سعی کردم عکس‌هایی را انتخاب کنم که ترکیب رنگ‌هایشان جالب‌تر است و حسی شبیه حضور انسان در عکس‌ها احساس می‌شود. ضربه ها را به طور تصادفی وارد می‌کردیم.
یکی از جملات جالبی که من از زبان یکی دو نفر از مخاطبان شنیدم این بود که می‌گفتند:«اینها عکس‌اند یا نقاشی»!
شاید به خاطر ترکیب‌های رنگی این حس به وجود آمده. البته به خاطر این هم هست که این کار آبستره به این نوع را مردم بیشتر در نقاشی دیده‌اند.

عکس‌ها چه قدر ویرایش شده‌اند؟
موقع عکاسی، نورپردازی و تنظیم رنگ حرفه‌ای انجام شده برای همین ویرایش زیادی در عکس‌ها انجام ندادیم. و سعی کردیم مرز عکاسی و گرافیک را حفظ کنیم.
این رنگ‌های مختلف به این دلیل است که به نسکافه، رنگ‌های خوراکی، اکریلبیک و ... اضافه کردم. در یکی از تابلوها هم می‌بینید که مایع تا ارتفاع بالاتری پرش داشته. دلیلش این است که مایع رقیق‌تر را وسط مایع غلیط‌تر ریخته و بعد ضربه‌هایی وارد کرده‌ایم. به هر حال، هر عکسی که می‌گرفتیم، تجربه‌مان بیشتر می‌شد.

این تجربه، چه طور تجربه‌ای بود؟
برای خودم یک نقطه مبدا برای پرش فکری بود. چون کاری که معمولاً می‌کنم، تجاری است. اما دوست داشتم به صورت دگر اندیشی هنری به قضیه نگاه کنم. فکر می‌کنم دیگر وقتش بود که قالب قبل را بشکنم.
پروژه‌های زیادی در ذهنم داشتم اما الان که این انقلاب در روند کارم، پیش آمد، خطم عوض شد.

بنابراین، نمایشگاه بعدی‌تان چه نمایشگاهی خواهد بود؟
دوست دارم از این به بعد، کارهایم را به صورت ترکیبی ارائه کنم. دوست دارم کارگروهی انجام بدهیم؛ کارهای مختلفی با هنرمندان مختلف انجام بدهیم. مثلاً ترکیب عکس و نقاشی. البته ایده نو دادن، خیلی سخت است چون هر روز کارهای زیادی انجام می‌شود.
نمایشگاه بعدی، کاری است به نام «آب و آیه». و البته برای این کارها به فروش در خارج از کشور هم فکر کرده‌ام. چون اینجا بازار خوبی برای فروش آثار هنری نیست.

چرا بازار خوبی نیست؟!
خب این بر می‌گردد به مدیریت و مسئولین کار. البته همیشه وقتی در مورد آثار هنری با مسئولین صحبت کرده‌ایم، آثار را تحسین کرده‌اند ولی وقتی بحث خرید آثار هنری و حمایت مالی از هنرمندان مطرح می‌شود، می‌گویند اولویت‌های دیگری هست مثل پروژه‌های عمرانی و ....

فضای هنری اصفهان را چه طور می‌بینید؟
خب اصفهان یک شهر هنردوست است اما در هنر مدرن فکر می‌کنم خیلی جای پیشرفت دارد. الان، آنها که دارند خوب کار مدرن می‌کنند، یا خیلی آرام و خاموش و در خلوت کار می‌کنند و یا به مرکز کوچ کرده‌اند.
خبرنامه ایمیل
خبرنامه SMS